برای هیچکس
  home
 

1

سلام خدا . چطوری . چه خبرا . چی کارا میکنی . چیه تعجب کردی . تعجب نکن . حال کردم امروز اینطوری باهات  حرف بزنم . آره رفیق دلم گرفته  . بازم اومدم پیش خودت . هر طوری بگم گوش میکنی . باهات حال میکنم از این نظر . میدونی یاد چی افتادم جدیدا . یاد بهار. هواش آدمو هوایی میکنه . خوش به حال عاشقا  با معشوقشون تو فصل بهار. با بوی بهار نارنج .  چی بگم ؟ گله کنم ازت ؟ نه . برا گله نیومدم . اون به وقتش . میدونی چیه خدا . تو خواستی این طوری بشه . باشه عزیز خیالی نی . ما پوست کلف تر ازاین صحبتاییم . دلم هوای پدربزرگو کرده . میخوام برم پیشش برام سنتور بزنه  ، ویالون بزنه .  اونم تو فصل بهار .

بی خیالش...

2

من چاکر اون خداییم که منو این طوری آفرید .

من مخلص اون خداییم که دلمو رقیق کرد با این کارش .

من غلوم درگاهشم که عشقو بهم یاد داد ، ولی معشوق نداد .

من بنده اون سالار بنده نوازم .

من مخلصتم عزیز که بهم اشک چشم دادی . غم دادی تا تورو بخونم .

دوست دارم نو ترین لباسمو بپوشم ، دل شب برم تو یه صحرای بزرگ . وایسم جلوت . نگات کنم . دوزانو بشینم روبروت تا لباسای نو خاکی بشه . دستامو پهن کنم رو زمین . پیشونیمو هل بدم رو خاک . بهت بگم ، بگم :

... 



ولنتاین یا سپندارمذگان؟











اگر در این روزها به مغازه های هدیه فروشی و عروسک فروشی های شهرتان سری بزنید متوجه تغییر خاصی در اجناس مغازه ها میشوید عروسک های معمولا با رنگ قرمز یا سفید مزین به قلب و کلماتی از زبان بیگانه بر روی ساخته هایی بسیار زیبا از دوستان چشم بادامیمان که خبر میدهد از روزی خاص و شاید روزی گم شده میان تاریخ ما در قرن سوم میلادی و در امپراطوری رُم ٬ کلادیوس دوم امپراتور وقت ، ازدواج رو منع کرده بود چون اعتقاد داشت سربازانی که ازدواج میکنن قدرت جنگیدن خودشون رو از دست میدن و نمیتونن خوب بجنگن ! و میگفت سربازان متاهل جنگجویان خوبی نیستند ! در ضمن با این کار میخواست تعداد سربازانش رو هم زیاد کنه !

اما کشیشی به نام "سنت والنتاین"که این کار کلادیوس رو درست نمی دونست٬ مراسم ازدواج رو به صورت مخفیانه انجام میداد.کلادیوس بعد از مدتی این موضوع رو فهمید و دستور داد که والنتاین زندانی و سپس کشته بشه. کلادیوس به زندان افتاد و در آنجا عاشق دختر کور زندانبان شد. این رابطه در حدی پیش رفت که عشق و اعتقاد والنتاین به خداوند باعث بازگشت بینایی دختر زندانبان شد !روز 14 فوریه روز اعدام والنتاین بود... و هنگامی که والنتاین رو برای اعدام میبردند اون نامه ای نوشت و چون اسمش والنتاین بود، در آخر نامه نوشت:  ". From your Valentine  " ( از طرف والنتاین تو )از اون به بعد بود که کلمه "Valentine" جای خود را بمعنی عاشق در فرهنگ زبان باز کرد.اولین پیغام والنتاین پس از آن شعری از طرف چارلز (Charles)، از اشرافزادگان اورلئون (orleans) برای همسرش در سال 1415 میلادی بود. او در جنگ "آگینکورت" (Agincourt) دستگیر شده بود و در زندانی در برج لندن در انتظار اعدام بود. در آن زمان او شعری به همسرش نوشت و کلمه "والنتاین" را در آن بکار برد. ولی روز والنتاین تا قرن 17 میلادی هنوز روزی ناشناخته بود.در قرن 18 نوشتن پیغامهای ابراز محبت و ارسال آن بصورت معمول در آمد. سپس کارتهای آماده درست شد و چون از قبل چاپ شده بود، گفتن "دوستت دارم" را برای مردم (مخصوصا مردم خجالتی) راحت تر کرد.و اما جشن روز والنتاین یک رسم قدیمیه که ریشه در یک فستیوال رومی داره. رمی های غیر مسیحی در وسط فوریه که برای اونها آغاز بهار بود یک فستیوال بنام "لوپرکالیا" (Lupercalia) داشتند. در بخشی از این فستیوال دخترها اسمشون رو مینوشتند و درون جعبه ای می انداختند و پس از آن هر پسری یه اسمی رو بصورت شانسی از اونتو بر میداشت. بدین ترتیب اونها در طول فستیوال به عنوان دوست پسر و دوست دختر با هم بودند. البته در مواردی این دوستی به ازدواج هم می انجامید. مدتی بعد کلیسا تصمیم گرفت که این فستیوال رو به یک جشن مسیحیت و یادبود روز وفات کشیش سنت والنتاین تبدیل کنه. پس از آن به مرور نام والنتاین توسط مردانی که میخواستند عشق خود را به معشوقشان ابراز کنند بکار برده شد.

                

اما در ایران باستان خودمان نه چون رومیان از 3 قرن پیش از میلاد مسیح بلکه از چیزی در حدود بیست قرن پیش از میلاد روزی موسوم به روز عشق بوده است این روز که در تقویم ایرانی مصادف با 29 بهمن ماه است سپندارمذگان یا عربی آن اسفندارمذگان نام داشته است در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه هایی که دست ساز خودشان بود را تقدیم می کرده و شوهران به تکریم آنان پرداخته و از آنها اطاعت می کردند و جوانان در شرف ازدواج به یکدیگر هدیه می دادند

اما از این حرفها که بگذریم این روز بهانه ای است برای شاد بودن در کشوری که بهانه برای عزاداری زیاد است

 

 سپندارمذگان   مبارکتان باد    

 



 

车小刚
小桑
不敢爱
阳阳082
抗枪就是拽
钱多多
慕七
`小屁孩`
明明爱
笨死
 

 


 

پسرک فسقلی برای ورود بر روی عکس کلیک کنید

 


 

 


 

 

نامه ھای دگرباشان ایرانی
من لزبین ھستم

 

سلام. من یک لزبین ایرانی ھستم. گاھی اوقات با خودم فکر می کنم زن بودن و ایرانی بودن به اندازه کافی سخت ھست چه برسد به اینکه
ھمجنسگرا ھم باشی.
7 یا 8 سالم بود که فھمیدم مثل دختربچه ھای دیگر نیست. من عاشق بازھای پسرانه بودم وترجیح می دادم تمام وقتم را صرف توپ بازی وخاکی
شدن بکنم تا بازی با عروسک ھای خوشگل.اولین کسی ھم که عاشقش شدم معلمم بود. بعد که رفتم راھنمایی می دیدم که دختران زیادی
ھستند که عاشق ھم اند ولی درآن زمان می گفتند که این یک دوره است که بعد از دوران بلوغ می گذرد. اما من ھم اکنون 21 ساله ھستم و ھنوز
ھم ھمان احساس را دارم. تو ھمون دوره ی ممنوعه تو زندگی ما ایرانی ھا ھستم.
خانواده ام ھیچ وقت درکم نکردند ونخواستند که بکنند. ھمیشه خودم بودم وخودم. وقتی لزبین ھستی باید خیلی قوی باشی تا نشکنی. شرایط
جامعه، خانواده، محیط کاری و...ھمه برضد ھمجنسگرایان ھستند. واینجاست که ترسی موھوم ھمیشه دنبالت می کنه که اگر دیگران بفھمند چه
می شود؟
از آن روز به بعد زندگی برایت به مثابه لجن زاری می شود که ھر روز در آن فرو می روی و ھیچ فریادرسی رو دوروبرت نداری.
اگر به من بگویند که انسان رو چی وادار به ادامه زندگی می کنه؟ می گم "ھویت"
ھویت، ھمین کلمه ساده زندگی مارو در ھم می پیچونه. ھویت ھمین چیزی که خیلی ھا به سادگی از کنارش می گذرند ما ھمجنسگرایان را وادار
به زدن ماسکی ھرروزه می کند. ماسکی که گاھی آنقدر در آن فرو می روی که خودت را ھم گم می کنی.
اما به راستی چرا روزی نمی رسد که ایرانیان ھمجنسگرایی را در فرھنگ خود بپذیرند؟ آیا مولانا ھم دلیلی برای آنان نیست. ھمان کسانی که
اشعار مولانا را می ستایند ھیچ می دانند او ھمجنسگرا بوده!
چراباید ھمجنسگرایان ھمیشه عاشق ممنوعه باشند؟ چرا؟
بھتراست ایرانی ھا کمی به دوروبرخود توجه کنند. ھمجنسگرایان ممکن است دختران و پسران شما باشند که نمی خواھند ازدواج کنند یا پدران
ومادران تان باشند که ھمیشه خسته وناراضی اند. ھمجنسگرا ممکنه زن رفتگر گوشه خیابان ویا آقای شیک پوش ھمسایه بغلی باشه. فقط باید
آنھا را درک کنید. ھمین وبس.
چشم ھا را باید شست، جوردیگرباید دید.
باتشکر جیا


Sexual Orientation) گرایش جنسی
ورن بولو
GLBTQ
ترجمه از سامان
عبارت گرایش جنسی را ھنگامی به کار می بریم که از کشش جنسی به شخصی از جنس خود (ھمجنسگرا)، جنس مخالف (دگرجنس گرا) یا ھر
دو (دوجنس گرا) صحبت می کنیم. مانند ھر طبقه بندی ساده ای، به دست آوردن تعاریف درست ساده نیست و عموما نتایجی مناقشه پذیر خواھد
داشت.
بر طبق یک فرضیه، صفت دگرجنسگرا را می بایست برای افرادی که تنھا با جنس مخالف خود رابطه دارند به کار برد. مطابق این نظریه افرادی که این
گونه نیستند ھمجنس گرا تعریف می شوند. تعداد دفعاتی که یک فرد رابطه ای با ھمجنس خود دارد در این فرضیه اھمیتی ندارد حتی اگر خیلی
خیلی کمتر از روابط جنسی با جنس مخالف باشد. اگر اینگونه فکر کنیم پس واقعا چه زمان می توان یک فرد را ھمجنس گرا، دوجنس گرا یا
دگرجنسگرا دانست؟
مقیاس کینزی
تحقیق تاثیر گذار کینزی در سال 1948 بر روی مردان آمریکایی و در سال 1953 بر روی زنان ابتدا به سختی طبقه بندی ھایی اینچنین اذعان کرد.
برای حل این مشکل کینزی یک مقیاس ھفت امتیازی را ابداع کرد که در آن عدد 0 نشان دھنده افرادی بود که
تنھا با جنس مخالف خود رابطه جنسی داشتند و عدد 6 برای افرادی بود که این رابطه را تنھا با ھمجنس
ھای خود داشتند.
تنایج خیلی عجیب نبودند. آنچه که کینزی و ھمکارانش یافتند این بود که 37 درصد مردان و 13 درصد زنان در
این تحقیق حداقل یک بار با ھمجنس خود رابطه جنسی داشتند. لازم به یادآوری است که مقیاس کینزی
ھیچگونه بازه دقیقی برای تشخیص گرایش جنسی ارائه نداد. آیا مردی که در 70 درصد موارد با زنان و در 30
درصد باقی مانده با مردان رابطه دارد یک ھمجنس گرا محسوب می شود؟ در مقابل زنی که تنھا 30 درصد از
روابط خود را با مردان دارد و 70 درصد را با زنان یک لزبین محسوب می شود؟ یا اینکه ھردوی این موارد را باید
دوجنس گرا تلقی کرد؟ به خاطر این مشکلات بود که کینزی کلماتی نظیر ھمجنس گرا و دگرجنس گرا را بیشتر به عنوان صفاتی برای فعالیت ھای
جنسی به کار می برد تا اینکه این صفات توصیف کننده ی یک فرد خاص باشند.
تجربیات و خیالات
موضوع می تواند حتی پیچیده تر شود زیرا عموم افراد قبل از اینکه خود را به یک جنس محدود کنند روابط زیادی را تجربه می کنند. دیگران ممکن
است ابتدا شریکان جنسی از جنس مخالف داشته باشند اما با بالا رفتن سن با افراد بیشتری از جنس خود رابطه پیدا کنند و حتی با یک شریک ھم
جنس خود ھم خانه شوند. آنھا را چطور می توان در تعاریف جا داد؟
حتی اگر موردی مثل مورد بالا مشکل جدی محسوب نشود، بایدبدانیم عوامل دیگری نیز وجود دارند که باید مورد بررسی قرار گیرند از جمله واکنش
5–
سال اول - شماره اول من و ن د ا و تو
ھای ذھنی دو طرف. افراد چه رویاھا و احساساتی راجع به داشتن رابطه جنسی با ھمجنس خود دارند حتی اگر تنھا با جنس مخالف خود رابطه
داشته باشند؟ برای مثال آنا فروید معتقد بود تشخیص نھایی ھمجنس گرایی یا دگرجنس گرایی به افکار و تصاویری که در ھنگام خود ارضایی یا
تحریک جنسی به ذھن می آید بستگی دارد. زنی که در ھنگام رابطه جنسی با شوھرش به وسیله خیالات ھمجنس گرایانه تحریک شود ھمجنس
گرا شناخته می شود با وجود اینکه ھیچگاه رابطه جنسی با ھمجنس خود نداشته است. مورد مشابه در مورد مردان ھم می تواند به ھمین اندازه
درست باشد.
عوامل دیگری ھم ھستند که ممکن است تاثیرگذار باشند. این عوامل بیشتر در تحقیقات گرایشات جنسی در حیوانات مورد توجه قرار می گیرند. بیچ
معتقد است فعالیت ھای ھمجنس گرایانه در حیوانات عمدتا نشان دھنده نقش سلطه جو یا مطیع یک شریک نسبت به دیگری است. ھشدار او
این است که وجود ھمجنس گرایی در بعضی حیوانات رابطه کمی با آنچه که در انسان ھا می بینیم دارد و نمی توان از وجود ھمجنس گرایی در
حیوانات اینچنین تنیجه گرفت که ھمجنس گرایی در مقیاسی زیست شناسی امری طبیعیست. اگرچه این نتیجه بسیار محتمل است اما بیچ معتقد
بود تجربیات ما از حیوانات مربوط به مسئله انسان نیستند و نتیجه ی بالا را نه اثبات و نه رد می کنند


 


 

 

 

 

 
با نگام جواب سوالات بی پایانش و میدم  وقتی تنها میشیم سوالاش شروع میشه اول پرسید متین تو از کی فهمیدی که با بقیه فرق داری ؟ ولی من فقط نگاش کردم  دوباره پرسید داستان عشق محمود و ایازو خوندی فکر میکنی اون ها هم مثل ما بودن ولی من چشمامو بستم و میزارم صدای زیباش گوشهامو نوازش بده و اون بدون خستگی ازم میپرسه و من فقط نگاش میکنم صدای نفساش گوشامو قلقلک میده و وقتی تو بقلمه احساس می کنم دیگه هیچی از دنیا نمی خوام اما اون دست بردار نیست دوباره پرسید متین نگفتی از کی فهمیدی با بقیه فرق داری؟
چشمامو بازکردم صدامو صاف کردم و با غرور گفتم : از زمانی که متولد شدم 
               
 

 

 

 

 

قانون مجازات اسلامی جمهوری اسلامی ایران

  ه م ج ن س گ ر ا ی ی یا ه م ج ن س ب ا ز ی
                 

 تعريف و موجبات حد لواط
ماده 108 - لواط وطي انسان مذكراست چه بصورت دخول باشدياتفخيذ .

ماده 109 - فاعل و مفعول لواط هر دو محكوم به حد خواهندشد .

ماده 110 - حد لواط در صورت دخول قتل است و كيفيت نوع آن در اختيار حاكم شرع است .

ماده 111 - لواط در صورتي موجب قتل مي شود كه فاعل ومفعول بالغ و عاقل و مختار باشند .

ماده 112 - هرگاه مرد بالغ و عاقل با نابالغي لواط كند فاعل كشته مي شود و مفعول اگر مكره نباشد تا74 ضربه شلاق تعزيرمي شود .

ماده 113 - هرگاه نابالغي نابالغ ديگر را وطي كند تا74 ضربه شلاق تعزير مي شوندمگر آنكه يكي از آنها اكراه شده باشد . 

          


فصل دوم - راههاي ثبوت لواط در دادگاه

ماده 114 - حد لواط با چهار بار اقرار نزد حاكم شرع نسبت به اقرار كننده ثابت مي شود .

ماده 115 - اقرار كمتر از چهار بار موجب حد نيست و اقراركننده تعزير مي شود .

ماده 116 - اقرار در صورتي نافذ است كه اقرار كننده بالغ ، عاقل مختار و داراي قصد باشد .

ماده 117 - حد لواط با شهادت چهار مرد عادل كه آن را مشاهده كرده باشند ثابت مي شود .

ماده 118 - با شهادت كمتر از چهار مرد عادل لواط ثابت نمي شودو شهود به حد قذف محكوم مي شوند .

ماده 119 - شهادت زنان به تنهائي يا به ضميمه مرد ، لواط را ثابت نمي كند .

ماده 120 - حاكم شرع مي تواند طبق علم خود كه از طرق متعارف حاصل شود ، حكم كند .

ماده 121 - حد تفخيذ و نظاير آن بين دو مرد بدون دخول براي هر يك صد تازيانه است .

تبصره - در صورتي كه فاعل غير مسلمان و مفعول مسلمان باشد حداقل قتل است .

ماده 122 - اگر تفخيذ ونظاير آن سه بار تكرار و بعد از هر بار جاري شود در مرتبه چهارم حد آن قتل است .

ماده 123 - هرگاه دو مرد كه با هم خويشاوندي نسبي نداشته باشند بدون ضرورت در زير يك پوشش بطور برهنه قرار گيرندهر دو تا99 ضربه شلاق تعزير مي شوند .

ماده 124 - هرگاه كسي ديگري را از روي شهوت ببوسد تا60 ضربه شلاق تعزير مي شود .
 
ماده 125 - كسي كه مرتكب لواط يا تفخيذ و نظاير آن شده باشد اگر قبل از شهادت شهود توبه كند حد او ساقط مي شود و اگر بعد از شهادت توبه نمايد حد از او ساقط نمي شود .

ماده 126 - اگر لواط و تفخيذ و نظائر آن با اقرار شخص ثابت شده باشد و پس از اقرار توبه كند قاضي مي تواند ازولي امرتقاضاي عفو نمايد .
 

از من، و برای تو




Comments on this page:
Comment posted by gharibe22( navid22_nyahoo.com ), 01/22/2009, 11:01 pm:
salam.mamnon az neveshtehat.khosham omad .manam az gilanam.age dost dashti mitonim ba ham dost shim

Comment posted by reza, 01/27/2009, 11:42 pm:
salam.mofagh bashi

Comment posted by matin( mmatin27yahoo.com ), 02/03/2009, 7:13 am:
mamnonam az hameye mohabatat movagh va piropz bashi

Comment posted by:02/04/2009, 2:32 am

hamjens
Offline

khahesh mikonam matin joonam

Comment posted by mahi( mahiisiah.blogfagmail ), 02/09/2009, 3:36 am:
salam. matalabet jalebe. linket kardam. behet sar mizanam.



Add comment to this page:
Your Name:
Your Email address:
Your website URL:
Your message:

 
  Today, there have been 18 visits (61 hits) on this page!