Sexual Orientation) گرایش جنسی
ورن بولو
GLBTQ
ترجمه از سامان
عبارت گرایش جنسی را ھنگامی به کار می بریم که از کشش جنسی به شخصی از جنس خود (ھمجنسگرا)، جنس مخالف (دگرجنس گرا) یا ھر
دو (دوجنس گرا) صحبت می کنیم. مانند ھر طبقه بندی ساده ای، به دست آوردن تعاریف درست ساده نیست و عموما نتایجی مناقشه پذیر خواھد
داشت.
بر طبق یک فرضیه، صفت دگرجنسگرا را می بایست برای افرادی که تنھا با جنس مخالف خود رابطه دارند به کار برد. مطابق این نظریه افرادی که این
گونه نیستند ھمجنس گرا تعریف می شوند. تعداد دفعاتی که یک فرد رابطه ای با ھمجنس خود دارد در این فرضیه اھمیتی ندارد حتی اگر خیلی
خیلی کمتر از روابط جنسی با جنس مخالف باشد. اگر اینگونه فکر کنیم پس واقعا چه زمان می توان یک فرد را ھمجنس گرا، دوجنس گرا یا
دگرجنسگرا دانست؟
مقیاس کینزی
تحقیق تاثیر گذار کینزی در سال 1948 بر روی مردان آمریکایی و در سال 1953 بر روی زنان ابتدا به سختی طبقه بندی ھایی اینچنین اذعان کرد.
برای حل این مشکل کینزی یک مقیاس ھفت امتیازی را ابداع کرد که در آن عدد 0 نشان دھنده افرادی بود که
تنھا با جنس مخالف خود رابطه جنسی داشتند و عدد 6 برای افرادی بود که این رابطه را تنھا با ھمجنس
ھای خود داشتند.
تنایج خیلی عجیب نبودند. آنچه که کینزی و ھمکارانش یافتند این بود که 37 درصد مردان و 13 درصد زنان در
این تحقیق حداقل یک بار با ھمجنس خود رابطه جنسی داشتند. لازم به یادآوری است که مقیاس کینزی
ھیچگونه بازه دقیقی برای تشخیص گرایش جنسی ارائه نداد. آیا مردی که در 70 درصد موارد با زنان و در 30
درصد باقی مانده با مردان رابطه دارد یک ھمجنس گرا محسوب می شود؟ در مقابل زنی که تنھا 30 درصد از
روابط خود را با مردان دارد و 70 درصد را با زنان یک لزبین محسوب می شود؟ یا اینکه ھردوی این موارد را باید
دوجنس گرا تلقی کرد؟ به خاطر این مشکلات بود که کینزی کلماتی نظیر ھمجنس گرا و دگرجنس گرا را بیشتر به عنوان صفاتی برای فعالیت ھای
جنسی به کار می برد تا اینکه این صفات توصیف کننده ی یک فرد خاص باشند.
تجربیات و خیالات
موضوع می تواند حتی پیچیده تر شود زیرا عموم افراد قبل از اینکه خود را به یک جنس محدود کنند روابط زیادی را تجربه می کنند. دیگران ممکن
است ابتدا شریکان جنسی از جنس مخالف داشته باشند اما با بالا رفتن سن با افراد بیشتری از جنس خود رابطه پیدا کنند و حتی با یک شریک ھم
جنس خود ھم خانه شوند. آنھا را چطور می توان در تعاریف جا داد؟
حتی اگر موردی مثل مورد بالا مشکل جدی محسوب نشود، بایدبدانیم عوامل دیگری نیز وجود دارند که باید مورد بررسی قرار گیرند از جمله واکنش
5–
سال اول - شماره اول من و ن د ا و تو
ھای ذھنی دو طرف. افراد چه رویاھا و احساساتی راجع به داشتن رابطه جنسی با ھمجنس خود دارند حتی اگر تنھا با جنس مخالف خود رابطه
داشته باشند؟ برای مثال آنا فروید معتقد بود تشخیص نھایی ھمجنس گرایی یا دگرجنس گرایی به افکار و تصاویری که در ھنگام خود ارضایی یا
تحریک جنسی به ذھن می آید بستگی دارد. زنی که در ھنگام رابطه جنسی با شوھرش به وسیله خیالات ھمجنس گرایانه تحریک شود ھمجنس
گرا شناخته می شود با وجود اینکه ھیچگاه رابطه جنسی با ھمجنس خود نداشته است. مورد مشابه در مورد مردان ھم می تواند به ھمین اندازه
درست باشد.
عوامل دیگری ھم ھستند که ممکن است تاثیرگذار باشند. این عوامل بیشتر در تحقیقات گرایشات جنسی در حیوانات مورد توجه قرار می گیرند. بیچ
معتقد است فعالیت ھای ھمجنس گرایانه در حیوانات عمدتا نشان دھنده نقش سلطه جو یا مطیع یک شریک نسبت به دیگری است. ھشدار او
این است که وجود ھمجنس گرایی در بعضی حیوانات رابطه کمی با آنچه که در انسان ھا می بینیم دارد و نمی توان از وجود ھمجنس گرایی در
حیوانات اینچنین تنیجه گرفت که ھمجنس گرایی در مقیاسی زیست شناسی امری طبیعیست. اگرچه این نتیجه بسیار محتمل است اما بیچ معتقد
بود تجربیات ما از حیوانات مربوط به مسئله انسان نیستند و نتیجه ی بالا را نه اثبات و نه رد می کنند
